نقد فیلم سکوت

نقد فیلم سکوت

margin
 نقد فیلم سکوت | نقد و نمایش فیلم
margin

نقد فیلم سکوت

فیلم سینمایی Silence(سکوت)

امتیاز: IMDb 7.2/10

ژانر: درام | تاریخی

محصول: ایالات متحده آمریکا، ژاپن

تهیه کننده و کارگردان: مارتین اسکورسیزی

ستارگان : اندرو گارفیلد، آدام درایور، لیام نیسون، تادانابو آسانو، کیران هایندز

مارتین اسکورسیزی (Martin Scorsese) فیلم‌نامه‌نویس، کارگردان، تهیه‌کننده ایتالیایی-آمریکایی که عنوان دار جوایز مهمی همچون جایزه اسکار، جایزه گلدن گلوب، جایزه بفتا، جایزه انجمن اتحادیه کارگردانان آمریکا، جشنواره کن، جشنواره فیلم ونیز می‌باشد پس از پشت سر گذاشتن دغدغه های بسیار شروع به ساخت فیلم «سکوت» نمود.

« سکوت » براساس رمانی به همین نام به قلم شوساکو ایندو ساخته شده است. از این رمان مشهور ژاپنی تاکنون دو اقتباس سینمایی انجام شده که اولی به کارگردانی ماساهیرو شینودا در سال ۱۹۷۱و دومی در سال ۱۹۹۴توسط ماریو گریلو بوده است. مارتین اسکورسیزی در نهایت پس از ساخت « گرگ وال استریت » شروع به ساخت فیلم « سکوت » کرد و در این بین هیچ پروژه سینمایی دیگر را نپذیرفت. اسکورسیزی برای رسیدن به هدف اش هیچ دستمزدی برای ساخت این فیلم دریافت نکرد و بازیگران مشهور فیلم سکوت هم حاضر شدند با مبلغ بسیار پائین تر از آنچه که معمولاً دریافت می کنند در این فیلم بازی کنند.

فیلم سکوت روایتگر قرن هفدهم میلادی می باشد. در این دوران کلیسای لیسبون تصمیم می گیرد دو کشیش جوان و معتقد خود به نامهای رودریگوئز (اندرو گارفیلد) و گارپ (درایور آدام ) را مامور کند تا به کشور ژاپن سفر کنند و از سرنوشت کشیش فریرا ( لیام نیسون ) مطلع شوند. فریرا کشیشی بوده که گفته می شود هم اکنون به آئین بودایی درآمده اما دو کشیش جوان به چنین چیزی اعتقاد ندارند. با اینحال ورود این دو کشیش به ژاپن اتفاقات عجیبی به همراه دارد که اسکورسیزی با مهارت بسیار آنها را به تصویر میکشد.

اسکورسیزی در دوران فیلمسازی خود همواره به سوژه های مذهبی پرداخته است از جمله فیلم مذهبی او میتوان به فیلم « آخرین وسوسه مسیح » اشاره کرد.

اسکورسیزی در فیلم سکوت به تقابلی میان اندیشه و ایمان میپردازد؛ جایی که سرسختی انسان به چالش کشیده می شود تا ایمان او سنجیده شود. مارتین اسکورسیزی با زیرکی تمام در موقعیت های مختلف داستان نمایی از دریا را به تصویر کشیده تا آرام و طوفانی بودن آن را به نمایش بگذارد و بدین شکل، وضعیت شخصیت های داستان را بازگو نماید. دریایی که باشکوه و اغلب آرام است و می توان با تماشای آن آرامش گرفت اما این دریا روی دیگری هم دارد و آن زمانی است که طوفانی و خمشگین است و تمام افراد در تلاش اند که از آن فرار کنند تا از این مهلکه جان سالم به در خواهند برند.

دو کشیش فیلم « سکوت » نیز وضعیتی مشابه دریا را دارند. در لحظات آغازین فیلم سکوت آنها با آرامش و قدرت و ایمان کامل پا به ژاپنی می گذارند دوران خشن و اسفناکی که شوگان " مسیحیان پنهان " را شناسایی کرده و بدترین شکنجه ها را برای آنان اعمال میکند. یکی از تاثیر گذار ترین و خشن ترین سکانس ها به تصویر کشیدن شکنجه ی مسیحیان توسط اسکورسیزی می باشد.

لحظاتی که با خشونت همراه است و شاید تماشای آن مخاطب را آزرده خاطر سازد.

مجموعه خشونت هایی که در فیلم به تصویر کشیده شده اند در نهایت دو کشیش اصلی فیلم سکوت را به نقطه ای می رساند که در تناقض کامل با وضعیت اولیه شان می باشد مسیحیان در ژاپن به راحتی به آتش کشیده می شوند یا سرشان از بدنشان جدا می شود. در این وضعیت کشیش ها به دلایل سکوت پروردگارشان می اندیشند و پایه های تنزل ایمانشان شکل می گیرد. هدف اسکورسیزی به تصویر کشیدن تقابل انسان با درون خویش است.

از جمله بازیگران فیلم « سکوت » می توان به « اندرو گارفیلد» در نقش پدر سباستیو رودریگز، «آدام درایور» در نقش فرانسیسکو گارپ، «لیام نیسون» در نقش کریشتاوائو فیریرا، «تادانابو آسانو» در نقش مترجم کشیشان،« کیران هایندز» در نقش پدر الساندرو والیگنانو اشاره کرد.

اندرو گارفیلد پس از بازی فوق العاده تاثیر گذار خود در « ستیغ اره ای » اکنون در فیلم « سکوت » اثر اسکورسیزی میدرخشد و بازی قابل توجهی از خود به نمایش گذاشته است. آدام درایور دیگر بازیگر فیلم «سکوت» رفته رفته در حال تبدیل شدن به یکی ستارگان سینمایی می باشد.

فیلم «سکوت» اثر مارتین اسکورسیزی برخلاف فیلم « گرگ وال استریت » که دنیای انسان های سود جو و تبهکار را به تصویر میکشد، این بار وجود داخلی خود انسان ها را به تصویر کشیده است و سوالات بسیاری را در ذهن مخاطب ایجاد می کند و ایمانشان را مورد چالش قرار می دهد.

در این فیلم بارها موضوع تَثلیث یا سه‌گانه‌باوری (Trinity) بیان شده است. اگرچه این فیلم به عنوان یک فیلم مذهبی درجوامع مسیحیت مطرح می شود ولی از دیدگاه اسلام ،پایه های اعتقادی این فیلم که بردفاع ازتثلیث (Trinity)بنا شده است با مسیحیتی که در قرآن مطرح می شود متفاوت است.

در فیلم بارها خدا را پدر می نامد زیرا یکی از اعتقادات بنیادین مسیحت است که خدای یگانه درسه شخص (خدای پدر؛پسر؛وروح القدس)تجلی دارد. درحالیکه در قران بارها این نکته ذکرشده که عیسی پسر خدانیست ومخلوق خداست وتثلیت رامقابله با توحید می داند.

درآیه ۷۳سوره مبارکه مائده این نوع نگاه نکوهش می شود:

لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ ۘ وَمَا مِنْ إِلَٰهٍ إِلَّا إِلَٰهٌ وَاحِدٌ ۚ وَإِنْ لَمْ يَنْتَهُوا عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ

همچنین، کسانی که عقیده دارند: «خدا یکی از سه معبود است!» بی‌دین شده‌اند. معبودی جز معبود یگانه نیست و اگر به این حرف‌های بی‌اساسی که می‌گویند، پایان ندهند، هر کدامشان که با اصرار بر این حرف‌ها بی‌دینی کنند، حتماً دچار عذابی زجرآور می‌شوند.

نقد فیلم مرد ایرلندی

نقد فیلم مرد ایرلندی

 نقد فیلم مرد ایرلندی | نقد و نمایش فیلم

نقد مرد ایرلندی

فیلم سینمایی The Irishman (مرد ایرلندی)

امتیاز: IMDb 8.7/10

ژانر: زندگینامه | درام | جنایی

محصول: آمریکا

تهیه کننده و کارگردان: مارتین اسکورسیزی

ستارگان : رابرت دنیرو، آل پاچینو، جو پشی، بابی کاناوله، آنا پاکوین، هاروی کایتل و ری رومانو

این فیلم به کارگردانی مارتین اسکورسیزی کارگردان ۷۷ ساله ایتالیایی_آمریکایی که در دهه ی پنجم فیلم سازی خود تصمیم به ساخت فیلم مرد ایرلندی میکند.ازجمله اثار او می توان به راننده تاکسی،خیابان های پایین شهر،اخرین وسوسه مسیح،گاوخشمگین و رفقای خوب اشاره کرد.

فیلم ایرلندی روایتگر، زندگی فرانک شیران، راننده کامیونی را به تصویر می کشد که با یک آدمکش به نام راسل بوفالینو آشنا شده و کم کم به یک قاتل قراردادی تبدیل می شود. مرد ایرلندی آخرین اثر مارتین اسکورسیزی فردی که در سال ۱۹۴۲ در محله ایتالیایی نشین نیویورک به دنیا آمده است در محله ای که جنایتکاران ایتالیایی و آمریکایی بسیاری زندگی می‌کردند سکونت داشت به دلیل محل سکونتش و برخورد با خلافکارهای متعدد توانست فیلم هایش را به سمت فیلم های گنگستری سوق دهد.

اسکورسیزی علاوه بر فیلم های گنگستری فیلم های موفقی در ژانر های مختلف نیز تولید کرده است به همین خاطر او جزء سه کارگردان برتر شناخته شده است.

در سال‌های اخیر سینمای چین،هند و ... با اقتباس از فیلم‌های آمریکایی شروع به ساخت فیلم‌های گنگستری کردند اما این نوع فیلم‌ها تفاوت فاحشی با فیلم های گنگستری اسکورسیزی دارد.

اسکورسیزی در فیلم های گنگستری خود معمولاً اجازه ارتباط برقرار کردن مخاطب با شخصیت منفی داستان را نمی دهد که این موضوع مهم ترین تفاوت بین فیلم های گنگستری اسکورسیزی و بقیه فیلمسازان آمریکایی است.

از دیگر تفاوت های فیلم های مارتین اسکورسیزی با بقیه فیلم سازان میتوان به استفاده بهینه و به جا از موسیقی کلاسیک ایتالیایی برای صحنه های مختلف فیلم اشاره کرد.

از ویژگی های مشترک فیلم های گنگستری می توان به طرز لباس پوشیدن و فیلم برداری در خیابان های تاریک و نم زده نیویورک یا شیکاگو ،روایت گری صعود تا سقوط زندگی گنگستر و عنصر اصلی این ژانر که خشونت است اشاره کرد.در این فیلم خشونت فضای رعب انگیزی ایجاد میکند که نه تنها خانواده فرانک شیران بلکه مخاطب را نیز از او دور میکند.

از نظر برخی از منتقدان فیلم مرد ایرلندی را میتوان به صورت ۴ اپیزود در نظر گرفت اپیزود اول که شامل دقیقه ۱ تا ۵۰ فیلم می شود به اسم شنیدیم خون ها را رنگ میکنی که اشاره به اصطلاح گنگستری دارد نام گذاری شده است.

اپیزود دوم که شامل دقیقه ۵۰ تا ۱۰۰ میشود به نام جیمی هوفا یکی از شخصیت های فیلم نام گذاری شده است.

اپزود سوم شامل دقیقه ۱۰۰ تا ۱۷۰ و اپیزود چهارم شامل دقیقه ۱۷۰ تا پایان فیلم می باشد.

در این فیلم برعکس فیلم رفقای خوب داستان ریتم کندی را دنبال میکند و از شخصیت های بالای ۷۰ سال و باحوصله و باتجربه که با کوچیک ترین میمیک صورت به بیننده پیام خود را میرسانند استفاده کرده است.

نقد فیلم یک زندگی پنهان

نقد فیلم یک زندگی پنهان

 نقد فیلم یک زندگی پنهان | نقد و نمایش فیلم

نقد یک زندگی پنهان

فیلم سینمایی A Hidden Life (یک زندگی پنهان )

امتیاز: IMDb 7.5/10

ژانر: درام | زندگینامه

محصول: آمریکا | انگلستان

نویسنده و کارگردان: ترنس مالیک

ستارگان: آگوست دیل، والری پاکنر، ماریا سایمون، کرین نیوهئوزر

فیلم «زندگی مخفی» اثر ترنس مایک یکی از بهترین فیلم های ۲۰۱۹ می باشد که برای رقابت در کسب نخل طلا جشنواره کن ۲۰۱۹ انتخاب شد،این فیلم فقط وجه سرگرمی ندارد بلکه به اعماق روح و احساس مخاطب چنگ می زند.

فیلم حول حالات روحی مرد کشاورز کاتولیکی می چرخد که نمی داند آیا باگروه گنهکار جنگجویان همراهی کند یا خیر؟

به عقیده فرانس نقش اصلی مرد،زندگی در سایه دروغ و ریا قابل قبول نیست و هر چه دارد بر سر این اعتقاد می گذارد.

یک ساعت اول فیلم علیرغم یک ریتم کند درگیری های فردی او را با خودش نشان می دهد کارگردان با ترفندی صداهای اطراف فرانس را غیرقابل فهم می کند و از دیدگاه او اتفاقات اطراف را با صداهای ذهنیت او می شنویم.

چالش های ذهنی او درگیری ایمانی است و بعد که پیشرفت می‌کند می بینیم درگیری اصلی بین خیر و شر است.

درصحنه ای ازفیلم ابتدا صحبت های پیرمرد همشهری درمورد ضدمسیح نمایش داده میشود و سپس با یکی دانستن هیتلر با دجال بحث ادامه می یابد و در آخر صحبت های کشیش و دعوت به سازش با هیتلر فرانس رابیشترگرفتارتناقض می کند.

انتظاری که ازکشیش داشتیم همدلی بافرانس است ولی می بینیم این اتفاق نمی افتد و کشیش بعد از ترک فرانس دچار عذاب وجدان می شود.کم کم این عذاب وجدان در اطرافیان مشاهده می شود.وحتی در قاضی که دردادگاه نظامی رای به اعدام اومی دهددیده می شود.

شخصیت فانی یا نقش اول زن قوام دهنده شخصیت فرانس است.خودفانی هم درگیری ذهنی زیادی دارد وبه تدریج با دعا و نامه هایی که برای همسرمی نویسد دوره تحول شخصیتی را طی می کند واین دو در نقطه توکل وایمان پیوند می خورند و به کمال می رسند.

فیلم سازهای دیگری هم هستند که چالش‌های ایمانی را مطرح می‌کند ولی این فیلمساز با چالش های سرگرم کننده و دعا و گفتگو باخدا شخصیت ها را در مسیر درست قرار می‌دهد.

به تدریج در چندین بز نگاه هزینه هایی که این دو شخصیت،برای ایمانشان پرداخت می کنند را نشان می دهد. تا در آخرین مرحله که وارد چالش اصلی سرباز زدن از قسم خوردن برای همکاری باهیتلر می شود و دست آخر جانش را هزینه می کند.

از ویژگی های فیلمساز این است که علی‌رغم ریتم کند داستان ما را با قصه اصلی پیوند می‌دهد. همینطور با صحنه های روبه رویی باسربازان هیتلر که برای او دشمن به حساب می آمدند و اینکه چگونه با سکوت وثبات آنها را شکست می دهد.

دیالوگ های فیلم کاملا با قاب های تصویری همخوانی دارد و پوشش موسیقی این فیلم بخصوص درنواحی صحبت های نامفهوم دوست و دشمن درگیری ذهنی فرانس باموضوع اصلی رانشان میدهد.

فیلمساز از تفکر دینی حمایت کرده ولی می بینیم که این تفکر با تصمیم کشیش ها دریک جهت نیست. وبه تدریج درمراسم مذهبی می بینیم کوچکترها هم حاضرنیستند بابچه هایش بازی کنند و به تدریج عرصه برخانواده فرانس تنگ ترمیشود.

در انتهای فیلم دیگر شخصیت ها به ثبات رسیده اند و صحبت از آیات انجیل می کنند و ایمانشان کامل میشود. و حتی در چالشی فیلمساز مخاطب را بارها جای فرانس قرار می دهد تاببیند که چطور این افراد خودشان را قضاوت خواهندکرد.

پایان باز بی پاسخ این فیلم هنر فیلمساز را نشان میدهد.

نقد فیلم انگل

نقد فیلم انگل

 نقد فیلم انگل | نقد و نمایش فیلم

نقد فیلم انگل

فیلم انگل PARASITE به کارگردانی بونگ جون هو با توجه به موفقیت های بین المللی این فیلم در عرصه جهانی این فیلم را به یکی از خبرساز ترین و مهمترین فیلمهای سال گذشته بدل کرده است. این فیلم که  با بودجه 11 میلیون دلاری به فروش 137 میلیون دلار دست یافته است، با کسب نخل طلای کن در سال 2019 ، ودر پی آن کسب جایزه بهترین فیلم غیر انگلیسی در مراسم گلدن کلوب 2020 و همچنین نامزدی و دریافت جوایز اسکار 2020، برای اولین بار است که در تاریخ برگزاری این مراسم، یک فیلم خارجی توانسته است که جایزه اول اسکار را به خود اختصاص ‌دهد. موفقیتهای پی در پی بین المللی فیلم انگل این سوال جدی را در ذهن هر مخاطب علاقمند به فیلم و سینما مطرح میکند که این فیلم از چه امتیاز ویژه ای برخوردار  بوده است که  موفق به کسب چنین جایگاهی شود؟ علیرغم نقدهای زیادی که به این مسئله وارد شده است را میتوان به برتری های فنی و داستانی این فیلم  یعنی  فیلمنامه استاندارد و داستان پیچیده چند لایه  و همچنین برتری های فنی و تکنیکی فیلم در ساخت اعم از کارگردانی منحصر به فرد، بازی های درخشان، موسیقی خوب و فیلمبرداری بسیار عالی فیلم است چرا که در تمام لحظات ما خودمان را در صحنه می بینیم، هیچ چیز اضافه ای در صحنه وجود ندارد و هریک از جزییات صحنه استفاده شده است.

استان چند لایه و فرم روایی داستان و همچنین رویکرد های سیاسی وانتقادی کارگردان اثر همگی به تولید فیلمی پرتنش و هیجان انگیز منتهی شده است. سبک فیلمسازی بونگ جون هو به گونه ای است که با برهم زدن قواعد ژانر در فیلمهایش، هوشمندانه لحن فیلم را تغییر داده و تماشاگر را با شوک های متوالی غافلگیر کرده و استرس و هیجان را تا پایان فیلم حفظ میکند و علیرغم اینکه به نظر میرسد فیلمهای وی در چهارچوب معمول هیچ ژانری قرار نمیگیرند اما در اغلب فیلمهایش و به ویژه فیلم انگل انواعی از ژانر های سینمایی را میتوان مشاهده کرد که موجب میشود طیف وسیعی از مخاطبان نیز بتوانند با فیلم ارتباط برقرار کنند.

به بیانی دیگر امتیاز اصلی این فیلم تغییرهای متوالی و چند باره خط روایی داستان برای غافلگیری و تزریق هیجان و استرس به تماشاگر است که پیچیدگی و برگشت ناپذیری روند روایی داستان را رقم میزند.گواه این نکته نیز مطلبی است که ایناریتو کارگردان مشهور مکزیکی و رییس جشنواره کن 2019 ، در مورد این فیلم می گوید : فیلم انگل مانند یک رمان اجتماعی آغاز میشود و در ادامه به یک کمدی سیاه و پس از آن به صورت یک تریلر روانشناختی درآمده و کم کم  تبدیل به یک فیلم ترسناک و یک تراژدی غیرقابل انتظار ما را غافلگیر میکند!

دغدغه فیلمساز که اختلاف طبقاتی است در جای جای فیلم احساس میشود؛ در اولین پلان فیلم انگل دوربین باtrack down از پنجره رو به کف خیابان موقعیت و جایگاه خانواده فقیر قصه را نشان می دهد و تلاش فرزندان خانواده برای پیدا کردن محلی برای استفاده از وای فای همسایه و در ادامه نیز سمپاشی خیابان و ورود سم به فضای خانه ولی تلاش طاقت فرسای آقای تانگ در آن فضای خفه کننده نمایش نفس گیر آغازین فیلم برای معرفی جایگاه اجتماعی و شرایط زندگی خانواده فقیر قصه از همان ابتدا به ما این نکته را گوشزد میکند که با فیلم پرتنشی روبرو هستیم.  دراین فیلم کارگردان بسیار خوب از نمادها و تصاویر استفاده می کند  و کم کم پیچیدگی ها و لایه های متفاوت داستان را نمایان می کند. 

بعد از معرفی افراد خانواده ،دوست پسرخانواده به او پیشنهاد می‌دهد که جایگزین او در آموزش زبان انگلیسی به دختر خانواده مرفهی شود در مکالمه این دو مشخص می‌شود که رابطه عاطفی بین معلم و شاگرد وجود دارد و در واقع این فرد می خواهد با سپردن شاگرد خود به یک فرد مطمئن خیالش از ادامه این رابطه راحت باشد.اما اینجا اولین چالش شروع می شود پسر خانواده مدرک معتبری ندارد، بلافاصله خواهر دست به کار می‌شود و مدرک جعلی معتبر برای کی وو برادرش درست می کند  تا او بتواند وارد خانواده ثروتمند ‌شود. 

و به تدریج با نقشه های زیرکانه و بعضا خبیثانه، همه اعضای خانواده تانگ، وارد چرخه کار در خانه آقای پارک ثروتمند می‌شوند.حالا هدف بعدی خانواده تانگ کسب موقعیت و جایگاه خانواده پارک است اما این هدف به سادگی مرحله قبل نیست و  ما را به لایه های زیرین و تودرتوی این نبرد طبقاتی وخشونت باری می کشاند که در در طول تاریخ بشریت از ابتدا تا بحال وجود داشته است.خانواده تانگ که پس از مسافرت خانواده ثروتمند در خانه آنها جولان میدادند و لذت میبردند، با ورود زن خدمتکار سابق ،اتفاقات دیگری رقم می خورد و راز خانواده تانگ در برابر دیگر خانواده فقیر قصه(خدمتکار سابق) برملا میشود و با بروز درگیری میان این دو گروه که هر دو جزو طبقه پایین جامعه به حساب می آیند، صحنه های به شدت تکان دهنده و تاثیرگذار فیلم رقم میخورد.فیلمساز با زیرکی در این دقایق اشارات و طعنه های سیاسی اش در ارتباط با اختلاف دو کره را از میان دیالوگهای خدمتکار سابق گوشزد میکند. اما تلباش این دو خانواده برای ماندن و بقا در سایه خانواده مرفه، منجر به وقوع اتفاقاتی میشود که مسیری غیرقابل برگشت و شوک آوری را به روند روایی داستان وارد کرده و دوباره مخاطب را غافلگیر میکند.

فیلم ساز برای نشان دادن تفاوتهای سطح اجتماعی از نماد پله به خوبی استفاده کرده است و پله به عنوان یک پل ارتباطی برای ورود و خروج از یک سطح طبقاتی در نظر گرفته شده است؛ در ابتدای فیلم دوست پسر خانواده از پله ها پایین می آید تا با آنها صحبت کند، پسر خانواده برای ورود به خانواده مرفه لازم است پله های ورودی ساختمان آنها را طی کند، خدمتکار سابق با  پایین رفتن از پله ها به  سطح زیرتری ازاجتماع وهمسر خود  می رسد، در صحنه‌های خروج خانواده تانگ از خانه مرد ثروتمند تا رسیدن به خانه خودشان فیلمساز پایین آمدن این خانواده را مرحله به مرحله نشان می دهد و سیاهی و تباهی را در هر مرحله  ابتدا با صحنه های بسیار بی نظم سیم های قدیمی تا زباله ها وپله ها  نشان می دهد و سپس جاری شدن فاضلاب از  منطقه بالای  به پایین شهر  و درپی آن ما را با شخصیت های فیلم  به خانه آنها که دیگر قابل سکونت نیست نه تنها با اتصالات برق بازهم عرصه را به تماشاگر تنگترمیکند بلکه با خلق صحنه سیگار کشیدن دختر خانواده تانگ بر روی توالت فرنگی که فاضلاب از آن به شدت بیرون میزند پافشاری و تحمل این قشر برای بقا در این نظام اجتماعی را اینگونه به رخ مخاطب میکشد و آن روی سکه این اختلاف طبقاتی را برای مخاطب به تصویر میکشد.

کی از نکات برجسته فیلم انگل نمایش چالش های درونی و بیرونی هر یک از شخصیت های اصلی و تاثیرگذار فیلم است که به داستان عمق بخشیده و جذابیت داستان را دو چندان کرده است.البته نباید این نکته را فراموش کرد که در پس این نبرد طبقاتی، حرص و طمع  به تدریج  جایش را به خشونت میدهد. خشونتی که در پس ظاهر آرام  شخصیتها رشد میکند و در صحنه میهمانی پایانی فیلم یعنی مراسم جنش تولد پسر خانواده مرفه ظهور و بروز میکند که البته نقطه اوج غافلگیری مخاطب در فیلم هم به حساب می آید. در این صحنه آقای تانگ و شوهر خدمتکار سابق هریک با خشونت تمام عقده های انباشته شان را تخلیه کرده و تراژدی فیلم را رقم میزنند.در صحنه درگیری های خونین، فیلم که هیولای درون هریک از شخصیت ها نمایان میشود، فیلمساز با تغییر لحن فیلم ما را وارد ژانر ترسناک فیلم میکند تا پیامش را در پس این صحنه های تلخ و هراس انگیز بیان کند و عمق فاجعه این اختلاف طبقاتی را به نمایش بگذارد!

 

 ⭕️نقد فیلم، به صورت آنلاین برگزار میشود ... برای اطلاع از روز و ساعت و نحوه شرکت، از طریق لینک زیر، وارد گروه واتس آپ شوید⭕️

لینک گروه نقد فیلم واتس آپ کلیک کنید
نقد فیلم ۱۹۱۷

نقد فیلم ۱۹۱۷

 نقد فیلم ۱۹۱۷ | نقد و نمایش فیلم

نقد فیلم ۱۹۱۷

۱۹۱۷ یک فیلم سینمایی انگلیسی در ژانر حماسی جنگی و درام به تهیه‌کنندگی و کارگردانی سم مندس است که در سال ۲۰۱۹ منتشرشد. مندس، فیلم‌نامه این فیلم را با همراهی کریستی ویلسون و با الهام از خاطره‌ای که پدربزرگش برای او تعریف کرده بود، به رشته تحریر درآورده است.فیلم برداری ماهرانه و کوچک بودن فضای فیلم برداری مورد توجه منتقدان قرار گرفته است.داستان فیلم در بهار سال ۱۹۱۷ و در طی جنگ جهانی اول در شمال فرانسه رقم می‌خورد.

بندیکت کامبربچ، جرج مکای، دین چارلز چپمن، کالین فرث، مارک استرانگ،ریچارد مدن، اندرو اسکات و جیمی پارک ستارگان فیلم هستند.

در اوج جنگ جهانی، دو سرباز جوان انگلیسی به نام‌های اسکافیلد و بلیک مأموریت پیدا میکنند تا پیغام مهمی را به یک گردان ۱۶۰۰ نفری انگلیسی برای جلوگیری از ورود آن‌ها به کمین مرگبار دشمن برسانند. این در حالی است که اسکافیلد انگیزه کافی برای بردن پیغام ندارد و بهانه تراشی میکند. 

 در دقایق ابتدایی فیلم ما دو شخصیت بلیک و اسکافیلد را داریم که وقتی وارد منطقه تخلیه شده از نظامیان آلمانی که مانند سرزمین های هراسناک و فضای پسا آخرالزمانی و غیر ایمنی می یابند که جز وحشت و ترس و تردید  و احساس پوچی هیچ حس خوشایندی را تجربه نمیکنند.این دو سرباز پس از طی مسافتی در این دنیای آخرالزمانی و دلهره آور با رسیدن به آشیانه و مزرعه ای که به نظر میرسد میتوانند کمی از تنش های مسیر رهایی پیدا کنند،صحنه ای از فیلم رقم میخورد که یکی از حساس ترین سکانس های فیلم اتفاق می افتد.

بلیک و اسکافیلدبا یک هواپیمای آلمانی مواجه میشوند که درست در بالای سرشان سقوط میکند و درست در همین لحظات نویسنده و کارگردان با و نمایش شفقت انگلیسی در برابر ثبوعیت خلبان آلمانی، دقایق فوق العاده احساسی فیلم را رقم میزند. حالا دیگر همه راهها و امیدها به اسکافیلد ختم میشود اما او دیگر شخصیت مردد لحظات قبل از مواجهه با خلبان آلمانی نیست و علیرغم از دست دادن بلیک و نداشتن توانایی هایش با عزمی راسخ به سوی هدف گام برمیدارد.  تا اینجا دو تجربه پیوسته توسط دو سرباز را داشتیم که سرشار از شب تلخی بود اما یک همدردی خاصی بین این دو شخصیت وجود داشت که آنها را در ادامه مسیر کمک می‌کرد اما از این پس باید یکی  به تنهایی بار سنگین این مأموریت را به دوش بکشد و اوج این تنش و فشار روحی و روانی در شهر ویران شده است که ناگزیر است خود را از ماجراهای نفس گیر آنجا نیز برهاند تا از طریق رود به محل موعود برساند. اما قبل از ورود به میدان نبرد با دسته ای از سربازانی که برای نجاتشان خود را به آب و آتش زده میرسد و نوای سرودی آرام بخش  البته با اشعاری از مضامین یهودی،می شنود و اسکافیلد جان تازه ای میگیرد؛

غریبی بیچاره و پا برهنه‌ام…

که در این دنیای پر رنج گم گشته‌ام… 

 ولی عازم سرزمینی هستم که عاری از هرگونه گزند و رنج است…

  به آن‌جا خواهم رفت تا پدرم را ببینم، بدان‌جا خواهم رفت و دیگر آواره نخواهم بود… 

 به‌سوی رود اردن(۱)خواهم رفت…

  به‌سوی خانه(۲)حقیقی‌ام خواهم رفت…

 می‌دانم که ابرهای تیره مرا احاطه خواهند کرد… 

 می‌دانم که مسیرم سخت و ناهموار است…

ولی سرزمین‌های زرّین انتظارم را می‌کشند… 

  جایی که لطف خداوند تا ابد نصیب همگان خواهد شد…

  به خانه می‌روم تا مادرم را ببینم…

 می‌روم تا عزیزان و از دست دادگانم را ببینم… 

 به‌سوی رود اردن خواهم رفت…به‌سوی خانه حقیقی‌ام خواهم رفت… 

پیام نهفته در این بخش از فیلم که یکی از صحنه های تاثیرگذار و احساسی فیلم است، میتواند اشاره زیرکانه  و هوشمندانه نویسنده و کارگردان اثر به اهداف تشکیل دولت اسراییل ، رسیدن به منزل موعود و عبور از رود اردن باشد که تبیین اشعار و اهداف یهودیان اسرائیل در راستای تفکرات اوانجلیستی به مخاطب است.

فیلمبرداری مداوم یا تک شات نوعی از فیلمبرداری است که توسط یک دوربین گرفته می شود و در واقعیت هم می‌دانیم که امکان تک شات گرفتن وجود ندارد اما کارگردان از طریق ترفندهایی که در فیلمبرداری و سپس تدوین اعمال میکند، این حس را در تماشاگر القا میکند. این شیوه فیلمبرداری و  تراولینگ مداوم دوربین در اغلب صحنه های فیلم باعث شده است که کارگردان بتواند هر آنچه که شخصیت های اصلی فیلم می بینند را به تماشاگر نشان دهد و دوربین نیز به عنوان یک شخصیت در صحنه حضور دارد و مخاطب را با خود به درون ماجراها  و وقایع میبرد و کارگردان به خوبی با چرخش آرام  و حرکت به عقب دوربین نحوه رویارویی و مواجهه شخصیتها با ماجراها و تلخی های جنگ را به مخاطب نشان دهد. درواقع مخاطب به همراه اسکافیلد و بلیک این سفر پرماجرا و وحشت آور را تجربه و احساس میکند که بر همراهی و همذات پنداری تماشگر با شخصیتها و و قایع داستانی  تاثیر بسزایی دارد.

توضیحات:

۱-رود اردن، یک رودخانه به طول ۲۵۱ کیلومتر در خاورمیانه  است که از  اهمیت بسیار زیادی زیادی  نزد یهودیان و مسیحیان برخوردار است چرا که در کتاب مقدس نیز اینگونه بدان اشاره شده است: بنی‌اسرائیل را به سرزمین موعود عبور دادیم و عیسی ناصره توسط جان باپتیست در رود اردن تعمید یافت!

۲-منظور از خانه حقیقی همان اسرائیل، مأمن یهودیان آواره  است که اشعار و اهداف تشکیل اسراییل تاکید زیادی به آن شده است.

۳-بر اساس تفکرات اوانجلیستی، لازمه ظهور حضرت عیسی (ع)، استیلای کامل یهودیان بر سرزمین فلسطین اشغالی است که در پی نبرد آرماگدون و پس از پیروزی یهودیان منجر به آغاز حکومت جهانی مسیحی خواهد شد.

 

 ⭕️نقد فیلم، به صورت آنلاین برگزار میشود ... برای اطلاع از روز و ساعت و نحوه شرکت، از طریق لینک زیر، وارد گروه واتس آپ شوید⭕️

لینک گروه نقد فیلم واتس آپ کلیک کنید
تماس با ما

تلفن: ۹۱۹۶۰۹۸۱۸۵ (۹۸+)

ایمیل: info@maood.ir

شهرزیبا. بلوار جوانمردان نبش فرساد غربی ساختمان کورش پلاک ۸طبقه سوم واحد۲۰

درباره مؤسسه

بنیادقرانی ولی عصر(عج) در غرب تهران در زمینه های قرآنی شامل حفظ تخصصی دوساله و چهارساله؛ حفظ موضوعی؛ آموزش تفسیر و مفاهیم قران؛ مهارت آموزی قرائت قران از سطح مبتدی تا پیشرفته و حفظ و روخوانی کودکان و مهدقرآن وهمچنین آموزش تخصصی نهج البلاغه شامل مربیگری؛ عرفان عملی با دستورات نهج البلاغه و تفسیر نهج البلاغه و نیز آموزش های مهارت افزائی و روانشناسی خانواده فعال می باشد.

بازدید از سایت
امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
همه
2106
2189
5864
6181473
15434
60729
6195609